محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

163

تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )

به عمل آمد . آنگاه شاهزاده خانم نامه‌اى به برادر نوشت و انگيزه‌هاى خود را در اين ازدواج برشمرد و فوايد آن را ذكر كرد و خواهيم ديد كه حوادث آينده بعد نظر و دورانديشى او را به اثبات رسانيد . ايسابلا پس از مرگ برادرش ملكهء قشتاله و ليون گرديد . او در آن هنگام در شقوبيه « 4 » مىزيست . اين واقعه در دسامبر سال 1474 م اتفاق افتاد . شهرهاى ديگر نيز پس از شقوبيه به پادشاهى او اعتراف كردند ولى كار به آسانى پايان نگرفت . گروهى از اشراف شاهزاده خوانا دختر پادشاه متوفى را جانشين پدر مىدانستند و شوهرش فرناندو را هواى آن بود كه تخت پادشاهى را از آن خود كند زيرا خود را آخرين بازماندهء ذكور خاندان پادشاهى قشتاله مىدانست . ولى ايسابلا حاضر نبود كه از حق خود عدول ورزد . عاقبت به توافق رسيدند كه به اشتراك هم پادشاهى كنند ولى ايسابلا ملكهء اصلى شمرده شود و در كارهاى مهم سخن سخن او باشد و آراء قضات به نام او صادر گردد و سكه به نام او زده شود . در اين هنگام مخالفان ايسابلا و در رأس آنان مطران طليطله با پادشاه پرتغال آلفونسوى پنجم تفاهم كردند كه سعى خود به كار برند تا ملكه خوانا را - كه دختر خواهر او بود - به پادشاهى بردارند . در ماه مه سال 1475 پادشاه پرتغال لشكر به قشتاله آورد و ارتفاعات شمالى آن را تا شهر سموره تصرف كرد . فرناندو و ايسابلا لشكر به دفاع بيرون آوردند . دو لشكر در نزديكى تور در همسايگى سموره جنگ درپيوستند . قشتاليان شكست خوردند ولى آلفونسو از تفوق خود سود نبرد و چند ماه جنگ ادامه يافت . سرانجام كفه قشتاليان چربيد و در فوريهء سال 1476 م پادشاه پرتغال منهزم گرديد . بدين‌سان فرناندو و ايسابلا بر دشمنان خود غلبه يافتند و بدون هيچ منازعى به فرمانروايى پرداختند . در سال 1479 م فرناندو پس از مرگ پدرش خوان دوم به

--> ( 4 ) . به اسپانيائى aivogeS